"venskabelig" på persisk

Venskabelig på persisk: دوستی, دوستانه

Venskabelig

دوستی

Venskabelig

دوستانه

På andre sprog

“venskabelig” på alle sprog →

Eksempler på brug

På denne side vil du finde mange eksempler på oversatte sætninger indeholder "venskabelig" fra dansk til persisk.

Search Engine af oversættelser. Eksempler er indtastet af brugere og også indsamlet fra eksterne websites..

10 eksempler sætninger

  • O ادم خشن و زمخت نوشیدن و نداده افت دوستانه به من کمک کنند بعد از من به لب های تو بوسه شاید برخی از سم هنوز doth بر روی آنها آویزان برای اینکه من با ترمیم می میرند.
  • قبل از اينکه بخوام صحبت هام رو شروع کنم و در مورد ند چيکار کرد حرفي بزنم دوست دارم به هومر سيسمون بخاطر کار انسان دوستانه و خداپسندانه اي که انجام داد تبريک بگم
  • اين دستور از آن مغلوبين هست برادر و من فرمانرواي حبشه و خواهرش رو براي ايجاد روابط دوستانه به اينجا آورده ام به عنوان يک همپيمان براي محافظت از دروازه جنوبي
  • BALTHASAR من خواهد بود رفته آقا و مشکل نیست که شما. رومئو بنابراین نباید تو به من نشان دوستی. تو که زنده می شود و مرفه و خداحافظی عضو خوب.
  • خب. قبلا سعي کرديم با مکزيک روابط دوستانه داشته باشيم شما نميخواين در مورد علم بشنوين که ميتونه تغييرات اساسي ايجاد کنه
  • من در دانشکده الهيات درس خوندم ولي براي شرکت در فعاليتهاي بشر دوستانه در کليساهاي کشورهاي جهان سوم دانشکده رو ترک کردم
  • مردم باهام دوستانه برخورد ميکنن ميخوان باهام . حرف بزنن و البته فقط در مورد ماشين نميخوان حرف بزنن
  • اگه دوستانه ازم تقاضا ميکردي اون تفاله ها يي که اين بلا را سر دخترت آوردند همين الان مجازات مي شدند
  • وقتي رسيديم زمان زيادي براي جويدن چاقه داريم توضيح اين اصطلاح در واقع به معني گپ زدن دوستانه است
  • در سال 1959 آمريکا روابط خيلي دوستانه ايي با شاه ايران داشت چرا چون ما خواستار نفت اونا بوديم
 
  دوستانه  مي‌كنم  پيام  درميام  خجالتت
   
Langs.Education © 2026
site Sprog
  • English
  • Español
  • Français