Eksempler på brug
På denne side vil du finde mange eksempler på oversatte sætninger indeholder "klient" fra dansk til persisk.
Search Engine af oversættelser. Eksempler er indtastet af brugere og også indsamlet fra eksterne websites..
10 eksempler sætninger
- بیت دکتر. اقامت که در آن شما. من بدون باسول من از دست داده است. و این وعده های جالب بود. ترحم به آن را از دست خواهد بود. وی افزود اما مشتری
- جرج شرافتمند بود جرج شرافتمند بود مرفه خوشبخت و مورد اعتماد مشتری هاش اما خوشحال نبود
- تیر عطارد ناهید زهره زمین بهرام مریخ هرمز مشتری کیوان زحل اورانوس نپتون پلوتون
- مشتری ها نشستن سر میز دارن غذا میخورن اصلا نمیدونن چه خبره
- مدیر پروندۀ KDE یک مرورگر وب و مشتری قاپ نیز می باشد.
- ولی الان یه مشتری دربست و بی دردسر به تورم خورده.
- اگر علامت زده شود مشتری روی نقشه ترسیم می شود.
- دو مشتری ات رو بشناس داری با کی معامله می کنی
- خودت رو راست نگه دار . چند تا مشتری جلب کن
- ... من یه مشتری ماساژ جدید دارم استیو
Ordbog indlæg som klient på persisk
Synonymer klient på persisk
موکل موکلم مشتري موکلت مشتری