"fjernsyn" på persisk

Fjernsyn på persisk: تلویزیون, دستگاه تلویزیون

Fjernsyn

تلویزیون

Fjernsyn

دستگاه تلویزیون

På andre sprog

“fjernsyn” på alle sprog →

Eksempler på brug

På denne side vil du finde mange eksempler på oversatte sætninger indeholder "fjernsyn" fra dansk til persisk.

Search Engine af oversættelser. Eksempler er indtastet af brugere og også indsamlet fra eksterne websites..

10 eksempler sætninger

  • پیراهن و شورتت رو هم بسوزون باهاش. تلویزیون و ماشینت رو هم حتما بسوزون. اوه در ضمن خونه ت رو هم یادت نره بسوزونی...
  • آره ولی مطلعی که یه دستگاه ای اختراعی شده به اسم تلویزیون. و در این اختراع سریال نشون میدن خب آره
  • بهترین راه ارتباط در دنیای امروز چیست تلویزیون نه تلگراف نه تلفن نه به یه زن چیزی رو بگو.
  • نه خوراکی پیدا میشه نه حتی یه تلویزیون آره خوب ارتشی بودن همین دردسرها رو داره دیگه
  • مشکل همینه. همین الان که ما داریم با هم حرف میزنیم... میلیون ها بچه زل زدن به تلویزیون...
  • ...اگه شما تازه تلویزیون رو روشن کردین ما در یک عملیات نجات ... . درست در مرکز شهر هستیم
  • و نمیتونی دو هفته و نیم تلویزیون ببینی و بازی کامپیوتری کنی همینطور هم می مونه
  • تلویزیون کلی چیز بهش میده و هیچی هم ازش نمیخواد. بهترین دوست پسرمون هست.
  • ممکنه روزمون رو نجات بدم ما پولدار میشیم و توی تلویزیون مشهور میشیم
  • ...داشتیم باهم تلویزیون نگاه میکردیم که تو کفش مونیکا خرابکاری کرد
 
Langs.Education © 2026
site Sprog
  • English
  • Español
  • Français